و شيادان و هنرمندان صديق سه تا چهار قرن ديگر ادامه يابد تا روشنايي دانش شيمي براي‌ پايان بخشيدن به آن كافي گردد.
رساله‌اي درباب كيميا به‌نام گفتاري كوتاه درباب زشتكاري‌هاي كيمياگران توسط توماس‌ هالكُت تأليف شد، كه گفته مي‌شود شاگرد چاسر بوده است‌.
5. آلمان‌. كيمياگران آلماني بزرگ‌ترين گروه غربي را تشكيل مي‌دهند، ولي نه‌چندان بزرگ را، چون وقتي دو نفر شخصيت مجهول يا افسانه‌اي را كنار بگذاريم‌، تنها چهار نفر درخور بررسي‌ باقي مي‌مانند.
يوهان ليوانيايي رساله‌اي در رد روپِشيسا نوشت‌. او در ترير كانن بود و اين يادآور آن است كه‌ توما دو پيزان با يك‌تن به‌نام برنار تراوايي در زمينه‌ٴ كيميا مكاتبه داشت (درست است كه اين‌ برنار ممكن است با تراوا= ترير هم مربوط بوده باشد). حكيم معروف‌، هاينريش فون‌ لانگنشتاين‌، از پديد آورندگان دانشگاه وين‌، در مورد دعاوي و امكانات كيميا نظر معتدلي داده‌ است‌؛ وي مي‌انديشيد كه در كيمياگري هسته‌اي از حقيقت وجود دارد كه بايد آن را با دقت از لاف‌زني و جادو جدا و تشويقش كرد. هاينريش حق داشت‌!
نويسنده‌ٴ عمده در زمينه‌ٴ كيميا در آلمان ويماندوس دي روفو كليپئو (روتشيلد!) نامي بود. معروف‌ترين كتاب او به‌نام شكوه جهان معرف بدترين نوع كيمياگري است‌، يعني نوع رازگونه و وهمي آن‌.
اولمان اشترومِر، نجيب‌زاده‌ٴ نورنبرگي‌، نخستين آلماني بود كه كاغذ را در مقياسي نسبتاً وسيع ساخت‌. او با كمك دو ايتاليايي در سال 1390 در نزديكي نورنبرگ يك كارخانه‌ٴ كاغذسازي برپا كرد. آن را بايد سال تولد كارخانه‌ٴ كاغذسازي در آلمان دانست‌.
اختراع باروت و سلاح گرم به ((شخصي به‌نام برتولت شوارتسي‌)) نسبت داده شده است‌، كه‌ درباره‌اش هيچ‌چيز قطعي نمي‌دانيم‌.
هم‌چنان‌كه پيش از اين يادآور شديم (فصل اول )، اطلاعات زيادي درباره‌ٴ مواد شيميايي‌ هنگامي فراهم خواهد شد، كه مطالب مربوط به آنها از اسناد تاريخدار يا قابل تاريخ‌گذاري‌ به‌دقت استخراج شوند. درمورد استفاده از آثار تاريخي بايد گفت برخي نقاشي‌هاي سده‌هاي‌ ميانه‌، در موزه‌ٴ ژرمن نورنبرگ برروي يك لايه‌ٴ بيسموت ترسيم شده‌اند. به گفته‌ٴ ليپمان‌، سابقه‌ٴ اين كار به سده‌ٴ چهاردهم برمي‌گردد. البته اين بدان معني نيست كه ماهيت بيسموت دقيقاً شناسايي شده بود. اقوام قديم نمي‌توانستند بيسموت را از سرب و قلع تميز دهند و اين فكر كه‌ بيسموت نوعي سرب است تا سده‌ٴ هجدهم دوام داشت‌. معدنچيان از سه نوع سرب سخن‌ گفته‌اند (سرب‌، قلع‌، بيسموت‌) و سومي را نزديك‌ترين فلز به نقره مي‌دانستند. آنان وقتي به رگه‌ٴ بيسموت برمي‌خوردند، مي‌گفتند: ((افسوس‌، ما زود رسيده‌ايم‌)). گئورگيوس آگريكولا در رساله‌ٴ